در حال دریافت تصویر  ...
نام محمد زاکانی
محل تولد قزوین


در حال دریافت تصویر  ...
نام محمد مهدی شهسواری
محل تولد قزوین


در حال دریافت تصویر  ...
نام اباصلت مصطفایی
محل تولد بوئین زهرا - هله ور


در حال دریافت تصویر  ...
نام سعید انصاریان
محل تولد قزوین


در حال دریافت تصویر  ...
نام حمید اعرابی
محل تولد تهران


در حال دریافت تصویر  ...
نام اکبر قهرمانی نجاتی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام مرتضی افشار ونگینی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام قربان علی کوچک تبار
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام شیرقلی اسپرورینی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام مرتضی علویری
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام بابک کبودوند
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام مرتضی آقا علی خانی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام علی اکبر رجبی تتنکی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام داود شالی
محل شهادت جزیره مجنون


در حال دریافت تصویر  ...
نام صفر اسمعیلی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام جواد فخاری
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام مرتضی جلالیان
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام خلیل رضایی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام فهیم قویدل دارستانی
محل شهادت شیخ محمد


در حال دریافت تصویر  ...
نام بیژن کاکاوند
محل شهادت دزفول



یک خاطره شهید  آصف مصطفی


سه خاطره‌ی به یادماندنی

حوریه لشکری، همسر شهید: یک روز به سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مانده بود. برای بدرقه‌ی همسرم به سپاه رفته بودیم. «آصف» داشت اعزام می‌شد. هنگامی که آمد خداحافظی آخر را بکُند، دردم شروع شد. داشتم به خودم می‌پیچیدم، که او متوجه شد و گفت: «چته؟ … چرا ناراحتی؟» گفتم: «هیچی! مسأله‌ای نیست… تو برو! خداحافظ.» دردم بیش‌تر شده بود و او هم ناراحت. او اصرار کرد و من هم وقتی دیدم رضایت نمی‌دهد، موضوع را گفتم. «آصف» بلافاصله سراغ فرماندهی «بسیج» را گرفت و بعد از چند لحظه آمد و گفت: «مرخصی گرفتم ... بیا برویم خانه.» به خانه آمدیم. درد امانم را بُریده بود. تا فردا صبح درد کشیدم. صبح روز بیست و دوم بهمن، «آصف» رفت تا ماشین بیاورد و مرا برای زایمان به بیمارستان ببرد. کمی طول کشید و در این فاصله، بچه به دنیا آمد! وقتی «آصف» آمد، دید کار از کار گذشته است و خیلی خوشحال شد. فرزند ما در روز بیست و دوم بهمن ماه ـ هم‌زمان با سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ـ به دنیا آمد و همسرم نیز پنج روز بعد، به جبهه اعزام شد.  او در طول سال چندین بار به جبهه اعزام شد و در عملیات‌های مختلف حضور یافت و سرانجام هم ـ دُرست یک سال پس از تولد فرزندمان ـ «آصف» به شهادت رسید.  از آن سال به بعد، روز بیست و دوم بهمن، سه خاطره‌ی به یاد ماندنی را در ذهن ما زنده می‌کند: «سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، تولد فرزندم و تشییع جنازه‌ی همسرم!»